ميرزا حسن حسينى فسايى
218
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
در سال 338 : [ مستكفى ] وفات نمود و معز الدوله تمامت مناصب و اعمال را از كارگزاران مطيع خليفه گرفته ، جز قوت لا يموت به دستگاه خلافت نمىرسانيد و معز الدوله و اتباعش در ترويج مذهب شيعه اثنى عشرى ، ولعى تمام داشت [ ند ] و معز الدوله حكم نمود كه هر ساله از روز اول محرم كارهاى ديوانى و رعيتى را تا روز عاشورا ، عاطل گذارده « 1 » ، زن و مرد به تعزيتدارى جناب سيد الشهدا حسين بن على و اصحابش سلام اللّه عليهم بپردازند و آن قرار و رسم تاكنون در بلاد شيعه برقرار مانده است . [ وقايع فارس در روزگار ركن الله ] در سال 338 : على بن بويه ، عماد الدوله ديلمى در شيراز به مرض قرحه كليه و وجع آن مبتلا گرديد و چون از زندگانى مأيوس گشت و او را پسرى نبود « 2 » از برادر خود حسن ابن بويه ، ركن الدوله خواهش نمود كه فناخسرو عضد الدوله ، پسر خود را روانه شيراز داشته تا بجاى خود گذارم و او را بر آنچه دارم مالك سازم فناخسرو به شيراز آمده زمام مهام را بگرفت و در شهر جمادى دويم اين سال عماد الدوله در شهر شيراز به رحمت ايزدى پيوست « 3 » و او را خارج دروازه استخر شيراز ، نزديك مزار پرانوار امامزاده على بن حمزه ، سلام اللّه عليه به خاك سپردند . بعد از وفات عماد الدوله ، ركن الدوله به شيراز آمده ، نه ماه توقف داشته ، عود به رى نمود و از مآثر ركن الدوله كه ايام توقف در شيراز احداث نمود ، قنات ركنآباد است كه منبع آن نزديك به دو فرسخ ميانه شمال و مشرق شيراز و مصب آن ، صحراى مصلاى شيراز است . خواجه حافظ ، عليه الرحمه فرموده است : ز ركنآباد ما صد لوحش اللّه * كه عمر خضر مىبخشد زلالش « 4 » [ وقايع فارس در روزگار عضد الدوله ] در سال 351 : المطيع للّه ، خليفه فناخسرو بن ركن الدوله را به لقب عضد الدوله ملقب داشت « 5 » و معز الدوله امر كرد كه بر پيشانى دربهاى مساجد بغداد نوشتند : لعن اللّه معاوية بن - ابى سفيان و لعن من غصب فاطمه رضى اللّه عنها فدكا و من منع ان يدفن الحسن عند قبر جده - عليه السلام و من نفى ابا ذر الغفارى و من اخرج العباس من الشورى « 6 » و بعد چندى آن كلمات را محو كرده به جاى آنها نوشتند : لعن اللّه الظالمين لآل رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم « 7 » . در سال 352 : احمد معز الدوله در بغداد امر نمود كه روز هيجدهم ماه ذى الحجه شهر بغداد را زينت داده مردمان با لباسهاى فاخر شوند و اظهار شعف و سرور كنند « 8 » و در شب چراغها و مشعلها افروزند و نام آن روز را عيد غدير گويند چرا كه حضرت نبوتپناهى ( ص ) در روز هيجدهم ماه ذى الحجه سال حجة الوداع در منزلى ميانه مكه معظمه و مدينه طيبه كه آن را
--> ( 1 ) . ر ك : كامل ، ج 7 ، ص 7 . ( 2 ) . در متن ( نهبود ) . ( 3 ) . ر ك كامل ج 6 ص 332 قبر او در حجره كوچكى مقابل بقعه على بن حمزه قرار داشت . ( 4 ) . در متن : ( ذلال ) . ( 5 ) . ر ك : كامل ، ج 7 ، ص 5 . ( 6 ) . ( لعنت خدا بر معاويه پسر ابو سفيان و آنكه فدك را از حضرت فاطمه ( كه خداوند از او خشنود باد ) غصب كرد و بر آنكه از دفن حضرت امام حسن در جوار قبر جدش ( كه بر او سلام باد ) جلوگيرى كرد و بر آنكه ابو ذر غفارى را تبعيد كرد و بر كسى كه عباس را از شورا اخراج كرد ) . ( 7 ) . ( لعنت خداوند بر كسانى باد كه به خاندان رسول اللّه ( كه درود خدا بر او باد ) ستم كردند . ) ( 8 ) . ر ك : كامل ، ج 7 ، ص 7 .